مهذب: یک چمدان مدرک علیه بنیصدر به شهید آیت دادم/ ملاقاتهای خصوصی رجوی و بنیصدر/ تفرعن و غرور در شخصیت بنیصدر آشکار بود/ بنیصدر کاری نداشت تشریفاتش چقدر هزینه دارد

خرید بک لینک

بنیصدر در یک سال و نیم مسئولیت ریاستجمهوری مرتب به نهادهای انقلاب تاخت، مسئولان سایر قوا را همچون شهیدان رجایی و بهشتی با انواع و اقسام تهمتها و ناسزاها بینصیب نگذاشت، با منافقین موتلف شد و نهایتاً هم با وجود هشدارها و انذارهای امام خمینی (ره) با دست خود به ورطه سقوط کشیده شد.

برای شناخت بیشتر اولین رئیسجمهور برکنار شده تاریخ ایران، به سراغ شخصیتی رفتیم که از نزدیک با بنیصدر همکاری داشته است.«مصطفی مهذب» ذیحساب و مدیرکل مالی ریاست جمهوری در دوره بنیصدر، شهید رجایی و آیت الله خامنهای یکی از همان اشخاص است که سینهای مملو از ناگفتهها و مگوها دارد. او با گذشت سالها دوری از مناصب دولتی، همچنان روحیه انقلابی دارد و این از نحوه گفتار و رفتارش کاملاً مشخص است.

وی لیسانس مدیریت بازرگانی را پیش از انقلاب از دانشکده علوم اقتصاد گرفت. از سال 44 در اداره دارایی مشغول و به گفته خودش در زمان شاپور بختیار با هدف بکارگیری افراد مذهبی در این اداره، ذیxadحسابی سازمان غله و قند و شکر را قبول کرد. مهذب در ایام پیروزی انقلاب اسلامی هم از مبارزه غافل نبوده و با طراحی و برگزاری اعتصابات در وزارت دارایی آن زمان که بعد از وزارت نفت، دومین وزارتخانه اعتصاب کننده بود، در مبارزات آحاد مردم علیه رژیم پهلوی سهیم شد.

چندی پیش بخش اول گفتوگوی خبرنگاران تسنیم با مصطفی مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخهای سلطنتی با عنوان "کشف فیلم رابطه غیراخلاقی اشرف پهلوی" منتشر شد و در آینده نزدیک نیز بخش پایانی مصاحبه او که مربوط به دوران حضورش در معاونت مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، منتشر میشود. متن پیش رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با معاون مالی و ذیحساب ریاستجمهوری دوران بنیصدر است که از منظرتان میگذرد:

* فعالیت شما در وزارت دارایی از قبل از انقلاب شروع شده بود یا بعد از انقلاب وارد این مجموعه شدید؟

من از سال 44 کارمند دارایی بودم. در زمان شاپور بختیار وی میxadخواست نسبت به بچهxadهای مذهبی خودی نشان بدهد لذا من اولین بار معاون ذی حساب سازمان قند و شکر شدم. در سال 58 در سه جا همزمان ذیxadحساب بودم یکی سازمان جنگلxadها و مراتع بود، یکی وزارت رفاه در زمان مرحوم سلیمی و یکی هم ریاستجمهوری که هر سه را با هم به دلیل اطمینانی که به من داشتند انجام میxadدادم.

بعد معاون وزیر دارایی شدم و سپس معاون مالی وزارت ارشاد در دوران خاتمی شدم. از سال 60 با سازمان حج و زیارت مرتبط بودم. مدیرکل طرح و برنامه سازمان حج و زیارت بودم منتها حدود 16 سال با آقای رضایی(رئیس سازمان حج و زیارت) با هم بودیم. 6 سال هم عضو عالی شورای حج بودم. سال 73 زمان آقای محمدخان وزیر اقتصاد بازنشسته شدم. در زمان ریاستجمهوری آیتالله خامنهای، آقای محمدخان با ما در نهاد ریاستxadجمهوری بود. من ذیxadحساب آیتالله خامنهای بودم و ایشان قائمxadمقام نهاد ریاستجمهوری بود. مصطفی میرسلیم هم ریاست نهاد ریاستجمهوری را برعهده داشت.

محرم وزارت دارایی بودم/ 18 نفر تأثیرگذار در دفتر بنیصدر

* زمانی که شما ذیxadحساب ریاستxadجمهوری در دوره بنیصدر شدید، اوضاع و احوال نهاد ریاستxadجمهوری در زمان بنیxadصدر به چه منوال بود؟ اختلافاتی که اکثر انقلابیون همچون دکتر آیت با بنیصدر داشتند بر سر چه موضوعاتی بود؟

به ناچار باید یک مقدمه کوچکی بگویم. وزارت دارایی من را انتخاب کرده بود که محرم وزارت باشم و توسط آقای آشنا که معاون خزانهxadداری بود انتخاب شده بودم و تمام ذیxadحسابxadها زیر نظر او بودند. ایشان یکی از بچهxadهای متدین زمان ما در وزارت دارایی بود. زمانی که من آمدم در دستگاه بنیxadصدر، کاملاً آشنایی داشتم که سلامتیان، غضنفرپور، شیخxad علی تهرانی و سودابه سدیفی و 17،18 نفری که آنجا جلسه داشتند چه کسانی هستند.

مرجع تقلید طرفداران بنیصدر که بود؟

* همان "دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور" که بنیصدر راه انداخته بود؟

بله؛ همانجا یک سالنی کنار دفتر دکتر تهرانی رئیس دفتر بنیxadصدر بود و کارها را او انجام میxadداد. از همان روز اول بنا را بر تقیه گذاشتم. خودم را طوری در دفتر دکتر تهرانی جا کرده بودم که بعضی اوقات پشت سر من نماز میxadخواندند. اگر جلسه داشتیم، مسئلهxadای بود و روحانی نداشتیم به من میxadگفتند و اعتمادشان نسبت به من خیلی جلب شده بود. برادر ناتنی مرحوم امام هم مرجع تقلید اینها بود.

* آیتالله پسندیده منظورتان است؟

بله. آنها برای اینکه تعمداً با امام فاصله داشته باشند حالت اطاعت از او را ملاک قرار داده بودند و از اطاعت از امام خبری نبود و کاملاً مشهود بود. آقای پسندیده البته با آنها ارتباط نمیxadگرفت و در برنامهxadهای اداری خودش را دخالت نمیxadداد چون در شانش هم نبود. زمانی که من رفتم آنجا یک میز بزرگ در سالن داشتم و هیچ کس هم نبود. نه صندوقدار داشتم، نه مستخدم داشتم و نه معاون. هیچ کسی را نداشتم و میخواستم کسی هم دخالت نکند. تا زمانی که افراد مورد احترام خودم بیایند، چند نفری را آوردم و تقریباً اداره ذیحسابی آنجا شکل گرفت.

قبلش را هم بگویم زمانی که به من حکم دادند ذیxadحساب ریاستxadجمهوری شوم، خیلی خودم را شنگول و آراسته کرده بودم و رفتم به آقای تهرانی خودم را معرفی کردم. ایشان من را نپذیرفت و گفت علتش این است که کسی که ذیxadحساب رئیسxadجمهور میxadشود باید قبلاً با رئیسxadجمهور هماهنگ شود. من خداحافظی کردم و رفتم اما چون وزارت دارایی من را معرفی کرده بود و چکxadهای آنجا باید به امضای من صادر میxadشد، حساب خزانۀ آنجا را بستند. از این طرف و آن طرف زیاد پول داشتند و میxadگرفتند و هزینه میxadکردند.

* یعنی تا یک مدت نهاد ریاستxadجمهوری بنیصدر ذیxadحساب نداشت؟

بله؛ یک ماه و نیم تا دو ماه. یک روز من خانه بودم و دکتر تقوی از دفتر بنیصدر زنگ زد و گفت ما گویا ناچار هستیم شما را بپذیریم. در مجموعه آنجا من همه مسائل را زیرنظر داشتم حتی مثلاً بچه بنیxadصدر را رانندهxadها میxadبردند، میxadچرخاندند چون به قول خودشان بچه «آقا»(بنیصدر) بود و سادات است. من هم در دلم میxadخندیدم چون برای من کاملاً وضعیت آنها محرز بود.

بنیصدر به دروغ میگفت کسی را به آمریکا نفرستادم/نامه دریافت دلارشان را من زدم

هر وقت من میxadرفتم داخل نهاد خیلی رعایت میxadکردند و احترام میxadگذاشتند تا زمانی که این اختلافات پیش آمد و ادعاهایی بنی صدر در 14 اسفند مطرح کرد. بنیصدر خیلی اصرار میکرد که به من تهمت میxadزنند. میگفت من هیچ کس را به آمریکا نفرستادم در صورتی که وی افرادی را به خارج کشور و آمریکا میفرستاد و نامه دریافت دلارشان را من میxadزدم. من تمام نامههای بنیصدر را جمع کرده بودم و یک چمدان شد. بعد از وقت اداری که بچهxadها میxadرفتند کپی میxadگرفتم و به خانه میxadبردم.


یک چمدان مدرک علیه بنیصدر به شهید آیت دادم

با مرحوم اسرافیلیان(نماینده مجلس دوم و نزدیکان دکتر آیت) تشخیص دادیم که مدارک را بدهیم به آقای آیت و رفتم خانه ایشان. آقای اسرافیلیان هم با من بود و مدارک را دادیم. 2 روز بعد مرحوم آقای آیت در مجلس کیف سامسونتش را آورده بود و گفت یک چمدان مدرک علیه بنیxadصدر دارم!

اعضای دفتر بنیصدر همه شک کردند و گفتند مهذب حتماً این کار را کرده است. جلسهxadای تشکیل دادند و آن 18 نفر هم بودند و در سالن بغل دفتر آقای دکتر تهرانی و به من گفتند آقای مهذب ما بررسی کردیم و این احکام تنها از دفتر شما به دست آقای آیت رسیده است.

به شهید آیت گفتم باید به تو توهین کنم؛ گفت هرچه میخواهی بگو!

قبل از این جلسه، من زنگ زدم به آقای اسرافیلیان و با همدیگر رفتیم خانه آیت و به ایشان گفتم اینها میxadخواهند چنین جلسهxadای تشکیل بدهند. من آمدم خدمت شما و حلالیت بطلبم. من اگر حقیقت را بگویم یعنی خودم را لو دادم و همه چیز به هم میxadخورد و من ناچارم به شما توهین بکنم. اجازه میxadفرمایید توهین بکنم؟! گفت توهین چیست؟ هر چه لعن و فحش میخواهی بگو من راضی هستم و تو کارت را انجام بده!

این کار خیلی به من کمک کرد و با خیال راحت در جلسه نشستم. وقتی آنها حرفxadهایشان را گفتند، گفتم آقای دکتر تقوی (رئیس دفتر بنیصدر) اجازه میxadدهید من حرف بزنم؟ گفتند بله.

من در آن جلسه گفتم آقای آیت یک آدم نرمالی نیست و اصلاً نمیxadشود به حرفهای او اعتماد کرد و عقل ندارد. یک تقاضا از شما دارم. آقای آیت گفته است یک چمدان نزدیک 160 یا 180 سند دارد، من از شما میxadخواهم یک سند از آن 180 سند را بیاورید. این شماره دفتر آقای بنیxadصدر است. زنگ بزنید و اگر این کار از سمت من صورت گرفته بود، من 180 سند دیگر را میxadپذیرم و هر کاری دوست دارید با من بکنید! تقوی گفت: آقای مهذب ما پشت سر شما نماز میxadخوانیم و حرف شما قبول است. جلسه تمام شد و ختم جلسه را اعلام کردند و ما با این شگرد و البته تقیه فقهی از آن مسئله فرار کردیم.

نزدیکان بنیصدر از طریق ترکیه به اسرائیل میرفتند

* اسنادی که به مرحوم شهید آیت دادید مشخصاً بیشتر شامل چه چیزهایی بود؟ بی انضباطی مالی یا...

نه اینها زرنگxadتر از این حرفها بودند که بیxadانضباطی مالی داشته باشند. بیشترین مسئله شامل افرادی بودند که میxadرفتند آمریکا. همین آقای فرهنگ که گفتم یک آدم بلندقدی بود که روز 14 اسفند بغل بنیxadصدر ایستاده بود. او جزء مامورانی بود که انگلستان، آمریکا و حتی اسرائیل میxadرفتند و حکمxadشان را ما باید صادر میxadکردیم. البته در حکم ماموریتشان اسرائیل ذکر نشده بود بلکه یک کشور دیگر مثل ترکیه میرفتند و از آنجا میxadرفتند اسرائیل.

اینها وانمود نمیxadکردند که ما کسی را فرستادیم آمریکا اما در روزنامهxadها میxadنوشتند که نمایندهxadشان میروند و از صهیونیستxadها اجازه میxadگیرند. بنیxad صدر هم دستxadپرورده آمریکا بود.

سخنرانی بنیصدر در جمع خوانندههای مبتذل قبل انقلاب

به عنوان مثال یک روز خوانندهxadهایی مبتذل قبل انقلاب پشت قسمت اداری نهاد ریاستجمهوری که یک خیابان بزرگ بود جمع شدند و همه تظاهرات کرده بودند و میxadگفتند «ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم!» با یک پوشش و آرایش بسیار زننده حاضر شده بودند و حتی میرقصیدند. بنیxadصدر هم با وجود اینکه رئیس جمهور ممکلت بود رفت در جمع آنها و برایشان صحبت میxadکرد که شما تظاهرات نکنید.

از این دست مدارک زیاد داشتیم که همه دال بر کثافتxadکاریxadها و ارتباطاتی بود که با خارج داشتند و خوشبختانه همه را جمع کرده بودیم و تقریباً به دست مسئولین رساندیم. توسط آقای اسرافیلیان و مرحوم آقای آیت که خدا هر دو را رحمت کند.

تفرعن و غرور در شخصیت بنیصدر بود

* افرادی که با بنیصدر در ارتباط بودند میگویند وی یک روحیه تکبر و غرور خاصی داشت که همین روحیه وی را به منجلاب سقوط کشاند. شما که از نزدیک با او کار میکردید، روحیه وی را چگونه دیدید؟

بله همین طور است مغرور و متفرعن بود؛ رفتار وی با مرحوم بهشتی کافی است که شما بدانید این همه رفتار برای به دست آوردن رای است و دستxadپرورده آمریکا بود. اصلاً بنیصدر را در آب نمک خوابانده بودند و بعداً هم به همان جایگاه خود و زادگاه تربیتxadشده خودش رفت.

* وضعیت بنیxadصدر از نظر مالی و اشرافیت و ریخت و پاش چگونه بود؟

اصلا بنیxadصدر پرورش نیافته بود که مشی سادگی داشته باشد و اطرافیان او هم همینطور بودند. سدیفی، غضنفرپور و... اصلا چهرهxadها کاملاً مشخص بود و اینها کسانی نبودند مانند بیت امام غذای ساده بخوردند. من سعی کردم در جلسات غذاخوردن آنها نباشم ولی در جلسات بحث و گفتگو و جلسات اداری آنها بودم، چون من اگر این کار را میxadکردم آلوده میxadشدم.

ماجرای پرتاب تخممرغ و گوجه فرنگی به بنیصدر

اینها جز حقهxadبازی چیزی بلد نبودند. برای مثال با هواپیما یک جایی فرود میxadآیند و بال هواپیما را با ضربه پایین میxadکشند و تمام دنیا خبر را پخش میکنند که خطر از بیخ گوش رئیسجمهور گذشت. اینها ساختگی بود و وقتی بنیxadصدر با ماشین وارد ایلام شده بود تخمxadمرغ و گوجهفرنگی بود که نثار صورت و لباس او کردند و خیلی با آنها بد برخورد کرده بودند. دم ایلامیxadها گرم! کسانی که در جریان بودند میxadدانستند نظر او چیست و یا حرکاتی که در جنگ کرده بود. در خرمشهر، گفته بود بگذارید بعثیها بیایند داخل و ما مانند اشکانیان بهشیوه پارتیزانی نابودشان میکنیم! بنیxadصدر میxadخواست لطمه اساسی بزند و علاوه بر خرمشهر، آبادان را هم محاصره بکنند و به دست عراقیxadها بیفتد.

دلیل معرفی میرسلیم بهعنوان نخستوزیر/ چرا بنیصدر با «مکتبی»ها مخالفت میکرد

* بحث نخستxadوزیر بنیصدر در دوران ریاستجمهوری هم یک مسئله کشxadداری بود. ابتدا وی چند گزینه مطرح کرد اما با مخالفت مجلس روبرو شد تا رسید به گزینه شهید رجایی! دلیل این مقاومت بنیxadصدر در برابر گزینهxadهایی مانند شهید رجایی و همچنین وزرایی که شهید رجایی معرفی کرد چه بود؟ حتی وی حاضر بود شخصی مثل مصطفی میرسلیم را نخستوزیر کند اما رجایی را معرفی نکند.

مهندس میرسلیم روی هم رفته شخصیت خوبی بود و در زمان مقام معظم رهبری هم سرپرست نهاد ریاستجمهوری شد ولی اشخاص دیگری که قرار بود معرفی کند زمین تا آسمان با اینها فرق داشت. میرسلیم هم شاید به خاطر ردپا گم کردن گذاشته بود. او اصولاً با «مکتبیxadها» مخالف بود. اختلاف وی با امثال شهید رجایی برای این نبود که رجایی یک دستفروش در قزوین بوده و شاهزاده و رئیسxadزاده و از این حرفها نبود یا اینکه تحصیلات عالیه دکترا نداشت. مگر شهید بهشتی تحصیلات نداشت، 4زبان دنیا را مگر نمیxadدانست، مگر کشورهای دیگر نرفته بود و این همه خدمات نداشت؟ چرا با او مخالفت کرد؟ پس بنیصدر اصلاً با طیف سنتی مذهبی که ریشه داشتند به طور کلی مخالف بود.

من یک مقایسه میکنم. دوران ریاستxadجمهوری آیتxadالله خامنهxadای زمانی که بنا بود برای بار دوم نخستxadوزیر را انتخاب بکند ولایتی و موسوی را پیشنهاد کردند، ایشان به امام صراحتاً گفتند که من ایشان(موسوی) را نمیxadپسندم ولی امام دلیل آورد که الان با توجه به اینکه ایشان 4 سال نخستxadوزیر بودند، اگر ما او را پس بزنیم ممکن است مشکلاتی به وجود بیاید. آیتالله خامنهxadای صراحتاً عین همان جملاتی که از فرمایش حضرت امام بود، در نماز جمعه تفسیر میکنند و اعلام کرد هرچه امام گفتند من قبول دارم و تبعیت از امام از هر چیزی برای من واجبxadتر است.

در مورد بنیxadصدر وی به طور کلی تا روز آخرش هم نه با رجایی دست داد و نه سلام و علیک درستی از روی احترام واقعی کرد و نه به او اعتقاد داشت. قبول کابینه رجایی از سمت بنیصدر اجباری شد نه اختیاری.


مرتب رجوی به دفتر رئیسجمهور میآمد/ملاقاتهای خصوصی رجوی و بنیصدر در ریاستجمهوری

* قبل از عزل بنیxadصدر از ریاستجمهوری، رفت و آمد اعضای مجاهدین خلق به دفتر بنیxadصدر چگونه بود؟

بسیار زیاد. مخصوصاً خود رجوی و بعضی از افراد میxadآمدند و اکثراً خود رجوی میxadآمد و دیگران کمتر چون مجاهدین اطاعت از امر ولیxadشان که رجوی بود را واجب میدانستند. او بیشتر رفت و آمد داشت و باقی آنها به وسیله رجوی ساپورت میxadشدند.

مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین در کنار بنیصدر

* کمک مالی هم از دفتر رئیسxadجمهور به منافقین میxadرسید؟

صددرصد. این کمکxadها فقط از طریق بنیxadصدر صورت میxadگرفت و محرمانه بود. نگذاشتند علنی شود و مثلاً من به نام رجوی چک صادر کنم ولی صددرصد پشتیبانی میxadکردند. در زمان مرحوم آقای طالقانی از روی دلسوزی و خیرخواهی در نماز جمعه نصیحتشان کرد و گفت من هر چه خواستم اینها به راه راست بیایند نمیxadآیند. همیشه هم آقای طالقانی از روی خیرخواهی میxadگفت نه اینکه گول خورده باشد. هر وقت رجوی میxadآمد، ملاقات خصوصی با بنیصدر داشت.

شاهد عینی ماجرای 8 شهریور/شایعه کردند انفجار کار شهید دفتریان است

* در دوره بنیxadصدر گفتید 18 نفر بودند که در نهاد ریاستجمهوری رخنه کرده بودند. در دوره شهید رجایی باز ردپای یکسری افراد را میxadبینیم مانند کشمیری و افرادی که نفوذی در دستگاه ریاستxadجمهوری بودند. اینها چگونه رخنه کردند؟ شما در زمان انفجار دفتر نخستوزیری هم حضور داشتید؟

هنگامی که آن اتفاق رخ داد، دیدیم تمام سالن در آتش میxadسوزد و مانند یک بمب آتشxadزایی که منفجر شده باشد. در همان لحظهxadای که ما بودیم، یک ساعت و نیم دو ساعتی در سالن ایستاده بودیم و یکدفعه دیدیم خبر رسید که در آسانسور یک نفر از داخل آسانسور مدام لگد و مشت میxadزند و چون برقxadxadها قطع شده بود کسی نمیxadتوانست در آسانسور را باز کند. در همان لحظه شایع کرده بودند که مرحوم شهید دفتریان بمب گذاشته است.

* برخی معتقدند این شایعات توسط عدهای از دفتر نخستxadوزیری پخش شده بود.

بله. آن زمان شایعه شد که کشمیری هم شهید شده است اما روز بعدش گفتند کشمیری از کشور فرار کرده است و بعد از بمبxadگذاری مقدمات کار را برای او فراهم کرده بودند که از کشور فرار بکند و برود و یک روز هم جنازه مرحوم آقای دفتریان را از آسانسور بیرون آورده بودند و مشخص شده بود اینها اخلال در خبر کردند که کشمیری فرار بکند و برود.

شهید دفتریان آنقدر به مسائل چکxadxadها و دفترها توجه داشت که وقتی در خیابان بغلی که دفتر ذیxadحسابی بود میبیند شعله از ساختمان نخستوزیری بالا میxadرود، یادش میافتد صبح یک مقدار دستهxadچک و سندهای مهم داده بود که رئیسxadجمهور یا نخستxadوزیر امضاء کند. بچهxadهایی که آنجا بودند این را از زبان خودش شنیدند که گفته بود "آخ سندها از بین رفت" او هم فوراً میپرد در آسانسور که برود مدارک را بردارد و وقتی برق قطع میxadشود آسانسور هم متوقف میxadشود و تا حدود ساعت 5 بعدازظهر در آسانسور بود و وقتی در آسانسور را باز کردند، به خاطر دودهایی که در محفظۀ آسانسور جمع شده بود ایشان هم شهید میxadشود و بعد ایشان را هم همانجا دفن کردند که مرحوم شهید رجایی و شهید باهنر را دفن کردند.

کشمیری خودش پیشنماز میایستاد/ جنازهسازی برای کشمیری برنامه ریزی شده بود

کشمیری آنقدر خودش را جا کرده بود که بعضی اوقات خود بچهxadهای نخستوزیری میxadگفتند او پیشxadنماز میxadایستاد. آقای رجایی و آقای باهنر که روحانی بود به او اقتدا میکردند. منافقین همان کسانی هستند که زمان پیغمبر کمر اسلام را شکستند و اینجا هم همینطور بود و اغلب اوقات همین بدبختی را برای ما به وجود آوردند.

* برخی افراد در ماجرای انفجار نخستوزیری دستگیر میxadشوند از جمله خسرو تهرانی، تقی محمدی و بهزاد نبوی که یک نفر(تقی محمدی) ناگهان در زندان کشته میشود و دو نفر دیگر آزاد میشوند. چرا پرونده این انفجار به سرانجامی نرسید؟

کشمیری دست کسانی بود که واقعاً برایش برنامهxadریزی کرده بودند ولی در مورد دخالت بهزاد نبوی و چند نفر دیگر تا آنجایی که من شنیدم گمانه بود ولی جنازه کشمیری برنامهxadریزی شده بود برای رد گم کردن.

* چه کسانی میخواستند رد گم کنند؟ اعضای نهاد نخست وزیری بودند؟

میxadشود گفت ورای این بود. یعنی یک پا و یک دست این موضوع در خارج است. کشمیری مانند بنیxadصدر برنامهریزی شده بود. ما بیشترین رأی را به یک فرد ناشناختهای دادیم که فقط چند سخنرانی کرده بود. مسلماً کسی بنیصدر را نمیشناخت. من قبل از انتخابات ریاستجمهوری بنیصدر را از چند سخنرانیاش شناختم. برنامهریزی آنها برای 30 سال الی 50 سال بعد است.

ما اول انقلاب تجربه نداشتیم و تازه بچهxadها آمده بودند در سپاه و اطلاعات. اگر اشخاصی از ساواک نبودند و به آنها راه و چاه را نشان نمیxadدادند خودشان هم نمیxadدانستند که چه بکنند. در آن زمان اشتباه به برخی اعتماد شد و زمان میبرد تا بتوان به سپاه و ارتش کنترل دقیق کرد. برنامهxadهای 7 تیر و 8 شهریور همه برنامهxadریزی شده بود اما در حدی نبود که اطرافیان معمولی بفهمند وقتی اتفاق میxadافتاد مشخص میxadشد اینها چه کردهاند.

* بعد از فرار بنیصدر آیا شما هم دستگیر شدید؟

همان زمان که من ذیxadحساب رئیسxadجمهوری بودم، ذیxadحساب وزارت دفاع هم بودم یعنی خرید سلاح (زمان وزارت آقای سرلشکر سلیمی) زمانی که بنیصدر از ریاست جمهوری عزل شد، کل فعالیت دفتر بنیxadصدر و اطرافیانش تعطیل شد غیر از دفتر من. حدوداً یکساعت و نیم ما را دادگاه انقلاب بردند. وقتی من توضیح دادم، گویا از جایی دیگری هم زنگ زده بودند و سفارش من را کرده بودند. من هم مسائل آقای آیت و اسرافیلیان را به آقای دادستان گفتم و دفتر من ظرف یک ساعت و نیم باز شد.

در دوران رجایی سادهترین پذیراییها صورت میگرفت

* بعد از فرار بنیصدر، شهید رجایی به ریاستجمهوری رسید. تفاوت شهید رجایی با بنیصدر در مقوله انضباط مالی و شخصیتشان چگونه بود؟

در دفتر آقای باهنر و هم در دفتر آقای شهید رجایی(ره) سادهxadترین، بیxadدغدغهxadترین، بیxadآلایشxadترین پذیرایی صورت میگرفت. هرگز در فکر این نبودند که مبل این سالن اینگونه است و باید تغییر کند. کم است باید زیاد شود و یا نقش و نگار آن بیشتر شود. در صورتی که در زمان بنیxadصدر تزئینات سالنxadها، اتاقxadها، میزها، صندلیxadها، هیچ کدام از اینها را در شأن خودشان نمیدانستند.

من یادم است در زمان بنیصدر وقتی که یک مدیرکل تغییر کرد زنش حدود 1 هفته میxadآمد و میxadرفت تا میزی که شوهرش قرار است پشت آن بنشیند مثلاً سهگوش باشد. اینها به طور کل سیرشدنی نیستند. در دوره شهید رجایی و شهید باهنر واقعاً اصلاً در فکر تجهیزات و تجملات نبودند. اصلاً کسی که طلبه بود و کسی که دستفروش بوده خودش اوضاع و احوال مردم را میداند چیست و میxadفهمد این امکانات برای مردم است.

بنیصدر کاری نداشت تشریفاتش چقدر هزینه برای حکومت دارد اما شهید رجایی ...

* شهید رجایی خیلی از بیت المال مراقبت میxadکرد؟

بله خیلی ساده و مراقب بود. بنیxadصدر وقتی میxadخواست جایی برود، همه چیز باید موزون میxadبود لذا همه را تغییر میxadدادند و کاری نداشتند این چقدر برای حکومت اسلامی یا خزانه مملکت هزینه دارد. آنها همینطور پرورش پیدا کرده بودند. پرورش بنیxadصدر توسط آمریکاییxadها بود و او را آماده کرده بودند برای اینکه دستxadنشانده خودشان باشد. بنیصدر را نمیتوان با شهید رجایی که آن وضعیت را داشت و یا با شهید باهنر که یک طلبه ساده بود مقایسه کرد.

رعایت کوپنهای قند و شکر توسط مقام معظم رهبری

* بعد از شهادت مرحوم رجایی، آیتالله خامنهای به رهبری رسیدند. مشی ایشان درمسائل مالی چگونه بود و آیا خاطرهای از آن دوران دارید؟

من حدود 10، 15 سال مسئول مالی مکه معظمه در حج تمتع بودم. برادر آقای گلپایگانی که الان مسئول دفتر آقا هستند با من در مکه همxad اتاق بودند. گاهی اوقات که فرصت میxadکردیم با هم ورزش میxadرفتیم و ضمن ورزش از خصوصیات آقای خامنهxadای میxadگفتند که ایشان همان حالتی که امام داشتند در مورد رعایت کوپنxadهای قند و شکر دارند. برای کسانی که در بیت خودشان مهمان میxadشوند، سادهxadترین پذیرایی را دارند. اگر قند نبود با شکر و اگر شکری نبود با آب نبات پذیرایی میکردند یعنی امکان نداشت برای ایشان غیر از آن چیزی که با کوپنxad استفاده میxadکردند، بیاورند.

آیتاللهخامنه ای پرسید حقوق من چقدر است؟

زمانی که آیتالله خامنهای به ریاستجمهوری رسیدند، در همان اوایل من مشرف بودم حج تمتع چون عضو شورای عالی حج بودم و دو ماه حدود 64 روز عربستان بودم. هنگامی که برگشتم من را خواستند، چون ذیxadحساب ریاستxadجمهوری بعد از شهید رجایی بودم. صراحتاً به من گفتند آقای مهذب حقوق ما چقدر است؟ یعنی من تصور نمیxadکردم که رئیسxadجمهور اینگونه با من صحبت بکند و اینطور به سادگی حقوقش را بخواهد!

گفتم آقا شما ماهی 20 هزار تومان حقوق دارید و 6 تومان هم مالیات کم میxadشود، در هر صورت این40 xadتومان برای این دو ماه شماست. بعد ایشان گفت تصور نکنید که من این پول را برای زندگی خودم میخواهم. من همان شهریه طلبگیxadام را میxadگیرم، این پولی که از شما میxadخواهم برای این است زمانی که شما نبودید تا به ما حقوق بدهید، از پاسداران و بچههای دفتر 2 هزار تومان، 3 هزار تومان قرض کردم. افرادی که ملاقات من میآمدند و میفهمیدم مستحق هستند از طریق اعضای دفتر به آنها کمک کردم. حالا میخواهم قرض اینها را بدهم. همان جا هم جلوی من ایشان همه این پول را بین بچهxadها دفترشان که قرض کرده بودند، تقسیم کرد.

من فکر نمیxadکنم در خواب هم چنین سادگی را در رئیسجمهور یک مملکت اسلامی با این همه درآمد نفت و گاز ببینند. چون من زمان بنیصدر را هم دیدهبودم؛ انصافاً ایشان از همان زمان ریاستجمهوری و قبلتر زندگی بسیار سادهای داشته و هنوز هم دارند.

خبرهای 598 ای...

ما را در سایت خبرهای 598 ای دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: استخدام کار بازدید: 205 تاريخ: يکشنبه 28 خرداد 1396 ساعت: 5:22

صفحه بندی